اگر خدا می خواست

 

 

هرگز از انسان بودن مغرور نشوید دیگری را از وضعی که دارد ملامت روا مدارید ، خطاهای او را مورد شماتت واستهزا قرار ندهید از جهل یا خشم او متعجب نشوید ، بلکه چون این احوال را در کسی دیدید به حال او تاسف بخورید و محبت خویش را نثارش کنید و اگر می توانید او را یاری دهید.

 "این را با خود بگوئید که : این حالی است که من می داشتم اگر خدا خواسته بود."

از کتاب آیین دوستیابی - نوشته ی دیل کارنگی- ترجمه مرحوم یاسمی.

/ 8 نظر / 5 بازدید
نگار شفاعتی

سلام دوست عزیز ممنون از حضورتون در آفتاب[گل] نوشته های قشنگی رو انتخاب می کنید اما با تاسف خوردن نسبت به کسی موافق نیستم به نظرم احساس زشتیه.البته نظر شخصیه منه.

زهره

ممنون كه سر زديد. همه مطالب وبتون رو خوندم. استفاده كردم.مفيد بود. پيروز باشيد[گل]

آماندا

mamnoon az hozoorat vebloget hanoozam aaliie shad basi

آماندا

mamnoon az hozoorat vebloget hanoozam aaliie shad basi

آماندا

mamnoon az hozoorat vebloget hanoozam aaliie shad basi

الهه

سلام امیدمون حالش چطوره خوبی عمه اینا خوبن . وبلاگت قشنگ شده شعرا و متنای خوبی میذاری ، بابام سلام میرسونه میگه بگم یه دونه ای میگه مگه نگفته بودی میای وروگرد چی شد "مردو" قاطی کرد زد تو خط ایل و تبارش. می خوای با حدیث اینا بری شیراز ؟ راستی جان بابام منظورت از اون نوشته ای که گفتی دل نوشتس چیه ؟

نگار شفاعتی

آه ای خدا که دست توانایت بنیان نهاده عالم هستی را بنمای روی و از دل من بستان شوق گناه و نفس پرستی را راضی مشو که بنده ی ناچیزی عاصی شود به غیر تو روی آورد راضی مشو که سیل سرشکش را در پای جام باده فرو بارد از تنگنای مبحس تاریکی از منجلاب تیره این دنیا بانگ پر از نیاز مرا بشنو آه ای خدای قادر بی همتا