بمـــــــــان...

منـ بهـ هـــر جمـ ـعـ ـیتـی نالـان شــــدم

جفــت بـد حالـان و خـوش حالـان شــدم

 

هـــــرکســی از ظــن خــود شــد یــار منـ

از درونــ مـــن نــجــستـــ اســــــرار مـــنـــ

.

.

در غــــمـ مـــا روزهــــا بیـــگــــــاه شــــد

روزهـــــــا بـــا سوزهـــا هـ ـمـ ـراه شــد

 

روزهـــــا گــر رفـــتـ گــو رو بــاکــــ نیــستـ

تـو بـمان، تـو بمـان، تـــو بـ ـمـ ـان ایـ آنکهـ چـونـ تـو پاکـ نیـستـ

/ 42 نظر / 4 بازدید
نمایش نظرات قبلی
يا علي گفتيم و...

مـَــن .. طَعـــم شیرین یافتن را در طَعم تلــخ از دَستــــ ـــ ـ دادن یافتــَـم و در این میان سَهم من تنهـــــا یک یادَتـــ ـــ ـ به خیر ساده بود ..

غزل

کشور ما از دو گل دارد بهار هم بهار و هم وقار و اعتبار هر دو گل از باغ گل های رسول هر دو گل از نسل زهرای بتول آن یکی در شهر قم شهر صفاست آن یکی در مشهد و نامش رضاست دهه ی کرامت و میلاد ضامن آهو بر شما و خانواده ی محترمتان مبارک

آذین پارسا

سلاااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااام[نیشخند]

آذین پارسا

ببخشید ذوق زده شدم بعدمدت هاامدم.[لبخند] درود... روزها گر رفت گو رو مارا مترسان ازاین بدتر رانوشانده ایم ما را مرنجان خدایا ما چون تویی داریم زمارو برمگردان ببخشید اگه بدشد.... بداهه است دیگه[افسوس] ایما وآرامش را براتون آرزومیکنم. ودر پناهش[لبخند][گل]

آذین پارسا

فقط گفتی به ما پرواز- پرواز! در زندان غیبت کی شود باز؟ بدون تو چگونه پرگشاییم؟ برای هر عمل هستی سر آغاز برای ما نمانده سوز و آهی تو می گویی بخوان آواز- آواز؟ میان ما خوارج یکه تازند کدامین ارتش و نیرو و سرباز؟! سخن کوتاه آقا جان-غریبی نداری یاور و دلسوز و غمساز مرا از خواب شب بیدار گردان ز خواب غفلت و خودبینی و ناز

آذین پارسا

چرا پرچم یه اجنبی کنار اسم منه؟؟؟!!![خرخون][نگران] ازشنبه درون خود تلمبارشدیم[کلافه] [اوه] تاآخرپنج شنبه تکرارشدیم خیرسرمان منتظر دیداریم[فرشته] [خمیازه] جمعه شد ولنگ ظهر بیدارشدیم الهم عجل لولیک الفرج [گل]

آذین پارسا

[کلافه]ازشنبه درون خود تلمبارشدیم[کلافه] [هیپنوتیزم] تاآخرپنج شنبه تکرارشدیم[هیپنوتیزم] [فرشته]خیرسرمان منتظر دیداریم[فرشته] [خمیازه]جمعه شد ولنگ ظهر بیدارشدیم[خمیازه]

ೋ رهـــƸ̵̡Ӝ̵̨̄Ʒــــاااا ೋ

آگاهی یک گیاه در میانه ی زمستان از تابستان گذشته نمی آید بلکه بهاری می آید که فرا خواهد رسید گیاه به روزهایی که گذشته اند نمی اندیشد بلکه به روزهایی اندیشه می کند که در راهند اگر گیاهان باور دارند که بهار خواهد آمد چرا ما انسانها باور نمی کنیم روزی خواهیم توانست به هرچه خواهانش هستیم دست یابیم ! ( جبران خلیل جبران )

منتظر

سلام خواهش میکنم مرسی! شمام سر بزنید خوشحال میشم! تشکر[لبخند][گل]