باورهای انیشتاین

  

"خدا هرگز با تاس بازی نمی کند."

ـ وضعیت ما در جهان به راستی شگفت است.

هر یک از ما برای دیداری کوتاه می آید... انسان به خاطر خدمت به بشریت ، بخصوص انسانهایی که خوشبختی ما وابسته به راحتی و شادی آنهاست ، زندگی را تحمل می کند.

- هر روز بارها وبارها در می یابیم که تا چه حد زندگی بیرونی و درونی من بر کار و تلاش همنوعانم استوار است (اعم از مرده و زنده) و برای این که همان اندازه که گرفته ام باز پس دهم چه مایه ی سختی را باید بر خود هموار کنم.

ـ هر کسی آرمانهایی دارد که هدایتگر آرزو و قوه ی تمیز اوست.

خوبی ، زیبایی وحقیقت آرمانهایی هستند که همیشه در مقابل دیدگانم درخشیده اند و مرا از شوق حیات لبریز کرده اند. هدف ساختن آسایش یا خوشبختی هیچ خوشایند من نبوده است دستگاهی اخلاقی که بر این پایه بنا شود تنها در خور گله ای دام تواند بود.

ـ از همان کودکی از حد و مرز پیش پا افتاده ای که اغلب بر سر راه آرزوهای آدمی وضع می شود نفرت داشته ام. مال و منال توفیق نمایان ، شهوت و محبوبیت ،ناز و نعمت ، جملگی همیشه در نظرم پست بوده اند.

ـ به عقیده من شیوه ی زندگی ساده و عاری ازلذایذ بهترین شیوه ی زندگی برای همگان است.بهترین چه برای جسم و چه برای ذهن.

ـ کمال مطلوب من در سیاست دمکراسی است. هر کس در مقام فرد باید مورد احترام باشد اما از هیچ کس نباید بت ساخت.

ـ آنچه در غوغای زندگی ماشینی ما به راستی ارزشمند است ، کشور نیست بلکه فردیت خلاق و زوال ناپذیر است. شخصیت است یعنی هر آن کسی که چیزی شریف و والا خلق کند آن هم زمانی که گله ی عوام در عالم فکر ، خرفت و در عالم احساس بی عاطفه اند.

/ 1 نظر / 5 بازدید
حسام

آقا میثم وقت نداری وبلاگتو به روز کنی دو سه تا منشی بگیر خدا بگم چیکار کنه این پری سیاه رو که برای آدم هوش و حواس نمیزاره پری پری الهی ور بپری