افکار دیگران....!!1

 

مردی در کنارجاده ، دکه ای درست کرد و در آن ساندویچ

می فروخت.

چون گوشش سنگین بود ، رادیو نداشت .

چشمش هم ضعیف بود ، بنابراین روزنامه هم نمیخواند....

او تابلویی بالای سر خود گذاشته بود و محاسن ساندویچ های

خود را شرح داده بود.

خودش هم کنار دکه اش می ایستاد ومردم را به خریدن

ساندویچ تشویق می کرد و مردم هم می خریدند...

کارش بالا گرفت لذا او ابزار کارش را زیادتر کرد .

وقتی پسرش از مدرسه نزد او آمد... به کمک او پرداخت...

سپس کم کم وضع عوض شد؟

پسرش گفت: پدر جان مگر به اخبار رادیو گوش نداده ایی؟

اگر وضع به همین منوال ادامه پیدا کند کار همه خراب خواهد

شد و شاید یک کسادی عمومی به وجود می آید.

باید خودت را برای این کسادی آماده کنی.

پدر با خود فکر کرد هرچه باشد پسرش به مدرسه رفته

به اخبار رادیو گوش می دهد و روزنامه هم می خواند

پس حتما آنچه می گوید صحیح است.

بنابر این کمتر از گذشته نان و گوشت سفارش داده و

تابلوی خود را هم پایین آورد ودیگر در کنار دکه

خود نمی ایستاد و مردم را به خرید ساندویچ دعوت نمی کرد...

فروش او ناگهان شدیدا کاهش یافت .

 او سپس رو به فرزند خود کرد و گفت :

پسر جان حق با توست ، کسادی عمومی شروع شده است.

 

آنتونی رابینز یک حرف بسیار خوب در این باره زده است...

"اندیشه های خود را شکل ببخشید در غیر اینصورت دیگران

اندیشه های شما را شکل می دهند.

خواسته های خود را عملی

سازید و گرنه دیگران برای شما برنامه ریزی می کنند..."

 

در واقع اون پدر داشت بهترین راه برای کاسبی رو انجام می داد

اما به خاطر افکار پسرش ، تصمیمش رو عوض کرد وافکار

 پسر روی اون تاثیر گذاشت که فراموش کرد که خودش داره

باعث ورشکستگی  می شه و تلقین بحران مالی کشور ، باعث

شد که زندگی اون آدم عوض بشه...!

 

گاهی اوقات ما اونقدر به افکار دیگران توجه می کنیم و به اونها

اعتماد بی خود می کنیم که نه تنها زندگی خودمون رو خراب

می کنیم بلکه حتی چیز دیگه ای رو نمی بینیم

و چشمامون رو به روی حقیقت ها می بندیم...

 

خداوند به هم ما فکر ، فهم و شعور بخشیده

تا بتونیم فرق بین خوب و بد رو تشخیص بدیم.

بهتره قبل از اینکه دیگران برای ما تصمیماتی بگیرن  که بعد ما رو

پشیمون کنه ، کمی فکر کنیم وراه درست رو انتخاب کنیم و

با انتخاب یک هدف درست از زندگی لذت ببریم...

چون زندگی مال ماست....

 

 امیدوارم تو این دوره که به قول خیلی از کارشناسای دین و

دانشمندان "آخر الزمان" نام گرفته ... هممون با تحقیق راه

خودمون رو پیدا کنیم و نه اینکه استناد کنیم به حرف عزیزانمون

و ....

همه ما فقط مسئول پاسخگویی به کارهای خودمون هستیم...

/ 23 نظر / 19 بازدید
نمایش نظرات قبلی
سحابی

مهندس حتی منم اندکی آپ نمودم شما هم بیا و یه برادری در حق ما بکن !! عیدتون مبارک در پناه خانم فاطمه زهرا (س) موفق و پایدار باشید

غزل

سلام خوبین؟ تاخیر منو ببخشین نوشته هاتون مثل همیشه زیبا بود به من هم سربزنین خوشحال میشم روزاتون آفتابی[گل]

بهار

سلامممممممی بهاری دوست من ضمن تبریک ولادت حضرت زهرا بسیار عالی بود دوست من [گل][گل][گل] بعدٍ... بـــــــروزم و منتظر حضورت [گل][گل][گل]

pedram

salam weblage nici dari man ke linkidamet age doooooooos dashti mano belink be esme emroozia see u dear

Sahar

تفکری داغ از درونم دلم را اشفته میکند و من دیوانه تر از همیشه صبح جدیدی را تنفس میکنم در ارزوی شروعی دوباره بی هیچ دغدغه تلخ خدا با من است و این دلم را ارام میکند [گل][گل]

Sahar

ایمان دارم که قشنگترین عشق، نگاه مهربان خداوند به بندگانش است، پس من تو را به همان نگاه می سپارم و می دانم تا وقتی که پشتت به خدا گرم است تمام هراس های دنیا خنده دار است .. [گل][خداحافظ][گل]

Sahar

سلام و درود بر آقا میثم عزیز و ارجمند تشکر می کنم از الطاف بی کران و دریای مهر بی دریغتون و من نیز صمیمانه تبریک می گم ولادت بانوی اطهر (س) و روز زن و مادر رو و آرزومندم همواره زیر سایبان مهر زنانی که به آنها دلبستگی دارید { مادر-خواهر-همسر و .. } در امان باشید و برقرار بهترین ها از آنتان [گل][گل]

Sahar

مثل ستاره پر از تازگی بودی و نور و در دستت انگشتری بود از عشق و پاکیزه مثل درختی که از جنگل ابر برگشته باشد سرآغاز تو مثل یک غنچه سرشار پاکی زمین روشنی تو را حدس می زد تو بودی ،هوا روشنی پخش می کرد و من هر گلی را که می دیدم از دستهای تو آغاز می شد و آبی که از بیشه ای دور می آمد آرام بوی تو را داشت من از ابتدای تو فهمیده بودم که یک روز خورشید را خواهی آورد دریغا تو رفتی! هراسی ندارم مهم نیست ای دوست خدا دستهای تو را منتشر کرد... [گل][گل]

مهدی

سلام داداش، فدای تو. ممنون که سر زدی. از مطالبت لذت بردم.[قلب][ماچ][گل]

اسی

بسیار لذت بردم موفق باشی