دهش و بخشش

مردی ثروتمند و با مکنت برخاست و گفت : ای پیر خردمند ! اکنون ما را از دهش و بخشش بگوی.

پیامبر گفت:

وقتی از دارایی خود چیزی می بخشی چندان عطایی نکرده ای.

بخشش حقیقی آنست که از وجود خود به دیگری هدیه کنی.

زیرا دارایی تو چیزی نیست جز متاعی که از ترس نیاز های فردا آن را نگاهبانی می کنی....

و ترس از نیاز چیست ؟ مگر نیازی دیگر که جان آدمی را می گدازد.

وقتی چاه تو پر آب است و همچنان ترس از تشنگی تو را به اضطراب انداخته ، آیا این ترس تنها نشان از یک عطش سیری ناپذیر در تو

نیست؟

کسانی هستند که از بسیار ، اندکی می بخشند تا به وصف کرامت شناخته شوند و همین شوق به نام و شهرت ، هدیه آنان را مسموم

می کند....

و کسانی هستند که از کم ، تمام را می بخشند.

آنان به حیات و کرامت بی پایان آن ایمان دارند.

و کیسه شان هیچگاه تهی نخواهد ماند.

و کسانی هستند که با لذت می بخشند....

و همان لذت پاداش آنهاست...

وکسانی هستند که به رنج و سختی می بخشند و آن رنج و سختی نوعی غسل برای آنهاست ( تا از تعلیق دنیوی پاک شوند)

و کسانی هستند که می بخشند و از رنج و لذت فارغند و سودای فضیلت و تقوا نیز در سر ندارند...

بخشیدن در پاسخ درخواست نیکوست...

اما نیکوتر از آن بخشیدن است پیش از درخواست ، از راه فهم.

و برای انسان گشاده دست جستجوی پذیرنده ی بخشش لذتی است که بر لذت بخشیدن فزونی دارد...

آیا چیزی هست که باید از آن دریغ کرد؟

هرچه هست روزی به ناچارخودبخود بخشیده خواهد شد ، پس چه بهتر اکنون که کسی را بدان نیازی هست آن را ببخشی تا فرصت

بخشش از آن تو باشد و بر وارثان نماند...

چه بسیار می گویید"من می بخشم ، اما آن کس را که سزاوار است."

اما درختان باغ تو و گوسفندان چراگاهت چنین نمی گویند...

آنها می بخشند تا زنده باشند زیرا نگاه داشتن و دریغ کردن هلاک شدن است.

بی گمان آنکس که خداوند موهبت عمر و ثروت شب و روز را به او عطا کرده است به هرچه تو بر وی نثار کنی سزاوار است

و آن کس که شایسته است تا از اقیانوس بیکران حیات آب نوشد این شایستگی را نیز دارد که تو جام او را از جویبار کوچک خود پر کنی...

و کدام شایستگی بیش از شجاعت و اعتماد به نفس که در خواستن است و کدام بایستگی بیش از خیر و نیکویی که در نفس است.

و تو کیستی که نیازمند پیش تو عریان شود و جامه ی غرور خود چاک کند تا تو شایستگی او را عریان بینی و غرور او را بی شرم نظاره کنی ؟

نخست بنگر که آیا تو خود مقام بخشندگی را شایسته ای ، و آیا این شأن و مرتبه را یافته ای که واسطه در فیض بخشش باشی؟

زیرا به راستی زندگی است که به زندگان چیزی می بخشد و تو که خود را دهنده می بینی ، تنها شاهد و گواه این بخششی....

و شما گیرندگان بخشش ها که تمامی مردم جهانید.... بار سنگین سپاس زیاده بر دوش خود مگذارید...

مبادا که بر گردن خود و گردن آن کس که شما را بخششی کرده است یوغ اسارت نهید...

خوشتر آن است که گیرنده و بخشنده هر دو با هم بر بال های آن هدیه پروازکنید ،

زیرا زیاده در اندیشه ی سپاس بودن ، شک کردن است در گوهر سخاوت.....

 

/ 41 نظر / 5 بازدید
نمایش نظرات قبلی
راد ,..~*¨¯*•فروغ لايزال,.-~*´¯¨*•

به ديدارم بيا هر شب در اين تنهايی تنها و تاريک خدا مانند دلم تنگ است . بيا ای روشن ای روشنتر از لبخند شبم را روز کن در زير سرپوش سياهی ها دلم تنگ است . بيا بنگر چه غمگين و غريبانه در اين ايوان سر پوشيده وين تالاب مالامال دلی خوش کرده ام با اين پرستو ها و ماهی ها و اين نيلوفر آبی و اين تالاب مهتابی . ..... شب افتاده است و من تنها و تاريکم . و در ايوان من ديريست در خوابند پرستوها و ماهی ها و آن نيلوفر آبی بيا ای مهربان با من ! بيا ای ياد مهتابی ! مهدی اخوان ثالث ´¸.•*´¨`*•.¸¸.•*´¨`*•.¸¸.•*´¨`*•.¸¸.•*´¨`*•.¸¸.•*´¨`*•.¸¸.• ¸.•*´¨`*•.¸¸.•*´¨`*•.¸¸.•*´¨`*•.¸¸.•*´¨`*•.¸¸.• …*…*…*…*…*…*…*…*…*…*…* ….آرزومند آرزوهای قشنگتم... …*…*…*…*…*…*…*…*…*…*…* ¸.•*´¨`*•.¸¸.•*´¨`*•.¸¸.•*´¨`*•.¸¸.•*´¨`*•.

ژن کاذب

[گل][گل] فقط برای تو که بدانی من هستم.. [گل][گل]

ترمه

همیشه ادمها از بهترین چیزهاشون بذل و بخشش نمی کنن مثل این می مونه که لباسهای کهنه و دست و دوم را می دیم بیرون

راد ,..~*¨¯*•فروغ لايزال,.-~*´¯¨*•

دلهايتان در سكون خود اسرار ايام و ليالي را مي داند . ولي گوشهايتان در اشتياق گوش به زنگ است كه آهنگ دل دانايتان را بشنود. شما ازراه كلمات پي خواهيد برد آنچه را همواره در فكرتان بر آن واقف بوديد. شما با سر انگشتان برهنه تان آرزوهايتان را لمس خواهيد كرد و چه نيكوست چنين كاري. سرچشمه نا پيداي روح شما نيازمند جوشيدن و روان گشتن است تا زمزمه كنان به دريا بپيوندد و گنجينه ناشناس تان را بسنجد و در پي آن نباشيد كه عمق معرفت خود را با چوبدست يا عمق سنج اندازه گيري كنيد زيرا كه اين خودي شما بيكران و نا محدود است. هرگز مگو: حقيقت را يافته ام بلكه بگو: حقيقتي را يافته ام . مگو: مسير روح را يافته ام بلكه بگو: در مسيرم با روح روان رو به رو شده ام زيرا روح بر تمام مسيرها روان است. روح نه بر خطي معين روان است و نه چون ني مي رويد روح چون نيلوفر آبي كه گلبرگهايش فزون از شمار باشد به شگفتي مي گرايد. جبران خليل جبران [گل] سلاممممممممم و یا علی مدد

مخملی

سلام داداشی اپم[گل]

ریحان

زیاد بود ولی خوندمش....مقسی[نیشخند]

یارغار

سلام خیلی مطلب زیبایی بود موفق باشید.

مانی

خیلی وقته که دیگه با رفتنت دلم نمی گیره ..... پست تازه من با همراهی تو عزیز شاید خاطره مشترک من و تو باشد. مانی پسر پاییز [گل]

پارمیس

_____00__مهربون هميشگي______7_______________ ________0000____________من آپم____777______________ ______0000_______________________77777____________ ____00000___گذري_______________7777777_____________ ___00000______________________777777777___________ __000000____________77777777777777777777777777777_ _0000000___نيم نگاهي___7777777777777777777777777___ _0000000_________________777777777777777777_______ _0000__00_________________77777777777777777_______ _0000__00000000__________777777777_777777777______ _000000000000___________7777777_______7777777_____ __0000000000___________77777_____________77777____ ___0000_000000________777___________________777___ ____00000_______0____________0000_________________ ______000000__00000______000000______نظري_________ ________000000000000000000000_____________________ منتظرم....