|
حرف های آسمانی به نام بخشنده بزرگ ، داوربرحق خداوند ایثار و انصاف
| ||
|
سلام سال جدید مبارک همه دوستان و عزیزانم باشه... ان شالله...
تو زندگیم هر وقت به بن بستی هم رسیدم سعی کردم ناامید نشم و امیدم رو حفظ کنم... حرفهام از ناامیدی نیست... همه ما بهترین دوران واسمون به نوعی کودکی بوده... چون زیاد به مسائل پیرامونمون توجه نمیکردیم... البته واسه اونایی که الان هم توجه نمیکنن شاید حالا هم فرقی نکرده باشه...
خیلی حال بدی هست وقتی پر باشی و ندونی از چی بنویسی....
از حال دوستت که مادرش سرطان گرفته و دوست داری کمکش کنی و نمیدونی چطوری؟
از اون پیر مرد و پیر زنی که تو این شب عیدی با این همه بریز و بپاش مردم ما.... باز پولی ندارن که میوه بخرن و ساعت یک شب کارتن های جلوی میوه فروشی رو میگردن....
خـــــــــــــدا .....
میگن درغگو دشمن خداست! چقدر دشمن داری خدا......
خدا من که میدونم نمیتونم دنیا رو عوض کنم... پس کمکم کن حداقل شرمندت نباشم...
هرچه من سوختم از آتش فهمیدن بود... کاش از روز ازل هیچ نمیدانستم...
[ جمعه ۱۳٩۱/۱/۱۱ ] [ ٤:٢۸ ب.ظ ] [ میثم ]
و «من جن وانس را "نیافریدم" جز برای اینکه عبادتم کنند...» (ذاریات 56)
خدا تو قرآن خودش که تو خونه همه ما هست و اما دیگه کمتر بهش نگاه میشه! گفته من شما رو آفریدم که " فقط " من رو عبادت کنید یعنی در تمام طول شب و روز با یادش بگذرونی و غافل نشی و در هر لحظه عبادتش کنیم....
اما آیا ما این کار رو انجام میدیم .... یا یاد خدا شده حاشیه .... به خودمون بیاییم
یا صاحب الزمان به ظهورت شتاب کن عالـم ز دست رفت تو پا در رکـاب کن
[ یکشنبه ۱۳٩٠/۱۱/۳٠ ] [ ٤:۱٤ ب.ظ ] [ میثم ]
اگر خواستید پروردگارتان را بشناسید ، پس به حل معماها روی نیاورید بلکه بهـ پیرامون خود بنگرید... خواهید دید که او با کودکان شما در حالـ بازی است وبه آسمان گسترده نظر فرا دارید می بینید که او در میان ابرها راه می رود و دستانشـ را در آذرخش دراز می کند و با باران به زمینـ فرود می آید نیک اندیشه کنید آنگاه پروردگارتان را خواهید دید که در گلها لبخند می زند سپس برمی خیزد و دستهایش را در درختان تکان می دهد... جبران خلیلـ جبران
[ پنجشنبه ۱۳٩٠/٧/٧ ] [ ۸:٥٩ ب.ظ ] [ میثم ]
"خدا هرگز با تاس بازی نمی کند." ـ وضعیت ما در جهان به راستی شگفت است. هر یک از ما برای دیداری کوتاه می آید... انسان به خاطر خدمت به بشریت ، بخصوص انسانهایی که خوشبختی ما وابسته به راحتی و شادی آنهاست ، زندگی را تحمل می کند. - هر روز بارها وبارها در می یابیم که تا چه حد زندگی بیرونی و درونی من بر کار و تلاش همنوعانم استوار است (اعم از مرده و زنده) و برای این که همان اندازه که گرفته ام باز پس دهم چه مایه ی سختی را باید بر خود هموار کنم. ـ هر کسی آرمانهایی دارد که هدایتگر آرزو و قوه ی تمیز اوست. خوبی ، زیبایی وحقیقت آرمانهایی هستند که همیشه در مقابل دیدگانم درخشیده اند و مرا از شوق حیات لبریز کرده اند. هدف ساختن آسایش یا خوشبختی هیچ خوشایند من نبوده است دستگاهی اخلاقی که بر این پایه بنا شود تنها در خور گله ای دام تواند بود. ـ از همان کودکی از حد و مرز پیش پا افتاده ای که اغلب بر سر راه آرزوهای آدمی وضع می شود نفرت داشته ام. مال و منال توفیق نمایان ، شهوت و محبوبیت ،ناز و نعمت ، جملگی همیشه در نظرم پست بوده اند. ـ به عقیده من شیوه ی زندگی ساده و عاری ازلذایذ بهترین شیوه ی زندگی برای همگان است.بهترین چه برای جسم و چه برای ذهن. ـ کمال مطلوب من در سیاست دمکراسی است. هر کس در مقام فرد باید مورد احترام باشد اما از هیچ کس نباید بت ساخت. ـ آنچه در غوغای زندگی ماشینی ما به راستی ارزشمند است ، کشور نیست بلکه فردیت خلاق و زوال ناپذیر است. شخصیت است یعنی هر آن کسی که چیزی شریف و والا خلق کند آن هم زمانی که گله ی عوام در عالم فکر ، خرفت و در عالم احساس بی عاطفه اند. [ یکشنبه ۱۳۸٩/٥/٢٤ ] [ ۳:٢٩ ق.ظ ] [ میثم ]
|
||
| حرف های آسمانی | ||